اينهم برای فيلم 300

www.300themovie.info

لینک
دوشنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٥ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

   فراموشی بعد از خواب عمبق ....   

 

 

 

کجا زندگيم را جا گذاشته ام ؟؟؟؟؟؟

لینک
سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٥ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

   من ...   

 

 

آينه که آب ميشود زير دشنام های هستی شناسانه ام ٬

سراغ آنهايی ميروم

که لحظه هايم را  کرده اند همه طعم شربت اکسپکستورانت .

آدمهايی که از روی جزوه رفاقت ميکردند .

لینک
پنجشنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

   ...   

 

اکتبر ترين ٬

نوامبر ترين ٬

دسامبر ترين ٬

ژانويه .

آ های زمان لعنتی ٬

کجا داری ميروی ؟

امروز فهميدم .

{ سال ۲۰۰۵ خيلی وقت است شروع شده !!! }

 

 

لینک
دوشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

   در خيابان ستاره ها   

 

 

به گمانم امروز مشتری در مدار عقرب قرار گرفته است .

ماشينی از کنارم رد شد و برايم بوق نزد !!!

لینک
جمعه ٤ آذر ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

   حرفه   

 

 شده ام همکار ابراهيم

افتاده ام توی خط بت شکنی

شکستن بت معشوق های آرمانی ...

لینک
دوشنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

       

 

 

امشب آخرين نفسهای ۲۴ سالگيم را می کشم 

فردا

من ٬ سينيورا کلثوم ننه٬ ۲۵ سال دارم و ديگر هيچ .

لینک
پنجشنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

   سرشماری ...   

 

 

 بيدارم .

تا صبح ستاره های آسمان را سر شماری ميکنم ؛

{ بی وجدانها ٬ تنظيم خانواده هم نگذرانده اند ...}

لینک
پنجشنبه ٢۸ مهر ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

       

 

 

 

 

 

بلاگم ٬ تار عنکبوت بسته بود ٬ آمده ام خانه تکانی ...

 

 

 

 

 

لینک
شنبه ٢۳ مهر ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

   دو تا بليط اتوبوس دارم   

 

دو تا بليط اتوبوس دارم ٬

          با هم می رويم !

تا هر جا که ما را برد .

                می رويم !

       کسی چه می داند ؟

شايد ما را برد يک جای خيلی دور ؛

يا شايد دو ايستگاه ديگر آخرش بود .

             ولی می رويم

           و يادمان می رود

و من آدامسم را با تو قسمت ميکنم .

و در پاييز بيرون پنجره ها رها ميشويم ...

            چی ؟

             تو نمی آيی ؟

                          و سکوت .

                  ...

دو تا بليط اتوبوس دارم ٬

    با يکی می روم ؛

          با يکی برميگردم ...

                                { و کسی چه ميداند ؟
                                                        شايد هرگز برنگشتم ...}

 

لینک
جمعه ۸ مهر ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

       

 

 

به نظرتو ٬ 

سربازهای گشنيز مغلوب کدام جنگ ميشوند ؟؟؟

لینک
چهارشنبه ۳٠ شهریور ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

   آمده ام بخرم   

 

سلام .

آمده ام بخرم .

مگسی را که روی مبل پشت ويترين نشسته !

لینک
دوشنبه ٢۸ شهریور ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

       

(چون خواستی دوباره نوشتم ...)

پشت سرت که می آيم .

منتظرم .

تا برگردی و مرا ببينی .

و من

و يک استامينوفن عاشقانه ٬لطفا

تا ثابت کنم که زمين يک مربع چهارگوشه است .

و تو

پياده نرو . خسته ميشوی . لطفا

کلثوم ننه توی بقچه اش يک قاليچه پرنده دارد .

پشت سرت دارد می آيد ٬

منتظراست ؛

برگرد تا ببينی .

 

 

لینک
شنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

       

پاييز با قصد سفر ٬

{ميروم

دور ٬ دور٬ دورترين ٬ توی اتاق در بسته ام }

برای آشوب انديشه ام

بابونه دم کرده

برای آشوب لحظه هايم

عرق نعنا و نبات

برای آشوب ٬ آشوب ٬آشوب ؛

و تجويز ترين های تمام کلثوم ننه های تاريخ .

چرا نمی فهمند که توی هيچ کدام از عطاری های رُم پيدا نميشود ؟

کليد اين در کجاست ؟!

به گمانم من بايد بروم .

 

لینک
یکشنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

   (بـرای لـــيترا ترين ...)   

 

 

ديگرخاطرم نيست ...

قصه دســــــــتهايم ؛

انگشـــــــــــــتهايم .

مــــــــــــــــــيدانی !

دست راست من خيلی پيرتر از دست چپ من است .

قصه گو اوست .

...   

  ميمانم ٬ اما ماندن مرا می هراسد .

می ترسم دندانه های قصه ترين را جا بگذارم .

قصه ناتمام ...

 

لینک
پنجشنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

   تا شايد ...   

 

صبح .

تاريکی را ميبلعم .

خورشيد پيدا ميشود .

نميتوانم مثل سابق بنويسم .

هيچ دقت کرده ای ؟

اين انگشتهايم ٬

{ ۵ تا اينور - ۵ تا آنور }

لج کرده اند .

و ديگر به حرف کلثوم ننه گوش نميدهند .

بايد بروم

سينيور عبدالعظيم ميلان ؛

برای انگشتهايم

اندکی شفا و اندکی اخلاق بگيرم

توی fashion چادر نمازها .

تا شايد ...

ديگر دارد صبح ميشود ؛

بايد بروم 

لینک
یکشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

   من و سنجاقک در سرزمين خارجيها   

سنگ ٬

کاغذ ٬

قيچی .

قيچی .

قيچی .

و توی اتوبوس پاييز بود .

{قسم ميخورم }

باد ميزد ؛

و برگهای زرد می رقصيدند .

و بيرون شيشه ها ٬

مرداد ترين ماه فرياد ميکشيد .

و مهرماه ترين که

کاترين هپورن را پشت سر ميگذاشت ؛

روی صندلی مينشست .

و سنجاقکها ٬

  سنجاقکها ٬

  سنجاقکها ٬

مرا به رويا ميبردند ؛

و من ميرفتم ؛

دور ٬

دور ٬

دورترين .

...

ببخشيد آقا ٬ نگهداريد !

من اشتباه سوار شده ام .

لینک
یکشنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

   نغض تاريخ با اطلاعيه عمومی   

 

      من ٬

  دوم ترين آشيلم .

  و از همين جا ٬

    می گويم ٬

     به همه :

خانمها ٬ آقايان

من غوزک پايم آسيب پذير است .

اما برای ثبت در تاريخ می گويم .

ديروز

نگاهم با شوق دويدن پای کودکی همراه شد .

که يک کاميون رد شد

از خط عمود نگاهم .

تير نگاه شکسته ام کمانه کشيد ؛

و غوزک پايم را دريد .

...

من با غوزک پای دردناکم

بلند شدم .

 

لینک
یکشنبه ٢۳ امرداد ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

   بعد از ظهرهای تابستان   

 

يادش بخير ٬

بعد از ظهرهای تابستان ٬

که بچه محلها در کوچه پس کوچه های ونيز ٬

واتر پلو بازی ميکردند .

و ما در قايق ملوک خانم ٬

با سوفيا لورن مينشستيم ٬

و سبزی خوردن پاک ميکرديم .

و سوفيا شوهرش دست بزن داشت .

و بچه اش با گوشه چادرش فين ميکرد .

و می گفت:

ميا سورلا کلثوم ننه ٬

ميبينی چه ميکشم .

يادش بخير

 ...

حوصله ندارم ديگر .

و بعد از ظهرهای تابستانم

گوشه اتاقم ٬

در گرما بخار ميشود .

و ميرود توی سطل

کنار سيگار باطله هايم . 

 

لینک
دوشنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)

   من غرق ميشوم ...   

 

 

و دستهايم که رنجيده اند ٬

و ...

و امشب در درياچه بالشهايم

غرق ميشوم .

لینک
جمعه ۱٤ امرداد ،۱۳۸٤ - کلثوم ننه پست مدرن (ب. ط)